الملا فتح الله الكاشاني

239

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و على جميع الانبياء رسيد او را بصفات كمال خطاب كرد چنانچه * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ ) * . . . * ( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ ) * بايد كه اندوهناك نسازد ترا كردار آن كسانى را كه از روى عناد و انكار * ( يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ ) * ميشتابند و مياندازند خود را در كفر يعنى در اظهار كفر هر گاه فرصتى مييابند * ( مِنَ الَّذِينَ ) * از آنان كه * ( قالُوا آمَنَّا ) * گفتند ايمان آورده‌ايم و آن گفتن ايشان * ( بِأَفْواهِهِمْ ) * بزبانهاى ايشان است * ( وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ ) * و ايمان نياورده است دلهاى ايشان با متعلق است ( بقالوا و واو ) احتمال عطف و حال دارد و مراد به اينها منافقانند و كردار ايشان آن بود كه با كفار دوستى ميكردند و در خلوت با ايشان اظهار كفر ميكردند و استهزا باهل ايمان مينمودند آيه دليل است بر آنكه تصديق جنان جزء ايمان است و مجرد قول ايمان نيست و قوله * ( وَمِنَ الَّذِينَ هادُوا ) * عطف است بر * ( مِنَ الَّذِينَ قالُوا ) * يعنى و از آن كسانى كه دين يهود دارند نيز مسارعت ميكنند در كفر و توغل مينمايند در آن و افراط ميكنند در انكار و جحود با اهل ايمان و قوله * ( سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ ) * خبر مبتداء محذوف است اى ( هم سماعون ) و ضمير راجع بفريقين است و يا به * ( الَّذِينَ يُسارِعُونَ ) * يعنى همهء ايشان شنوندگانند كلام ترا براى آنكه دروغ گويند بر تو و چيزى كه نگفته باشى به تو نسبت دهند و ميتواند بود كه سماعون مبتدا باشد و من الذين خبر آن اى ( و من اليهود قوم سماعون ) چه جحودان بعد از استماع كلام آن حضرت از مسجد بيرون ميرفتند و از روى كذب ميگفتند كه از محمد چنين و چنين شنيده‌ايم و اينها يهود مدينه بودند و بر هر تقدير ( لام للكذب ) براى علت است و مفعول فعل محذوف است اى ( سماعون كلامك ليكذبوا عليك فيه ) و ميتواند بود كه لام مزيده باشد براى تأكيد يا آنكه سماع متضمن معنى قبول است اى ( قابلون ما يغيره الاحبار ) يعنى قبول كننده‌اند آن چيزى را كه احبار ايشان تحريف و تغيير كرده‌اند از آيهء رجم و نعت سيد عالم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ( سماعون لقوم اخرين ) شنوندگانند براى گروه ديگر كه * ( لَمْ يَأْتُوكَ ) * نيامده‌اند بمجلس تو براى تكبر و عناد و يا افراط در بغضاء مراد يهود خيبرند كه يهود مدينه جاسوسى ميكردند و اخبار بخيبر مىفرستادند و ميتواند بود كه لام متعلق بكذب باشد زيرا كه سماعون ثانى مكرر است براى تأكيد اى ( سماعون ليكذبوا لقوم آخرين ) يعنى شنوندگانند تا دروغ گويند براى گروه ديگر و بر خلاف آنچه از تو شنيده باشند بايشان رسانند و از امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه و بعضى از صحابه و تابعين منقول است كه زنى و مردى از اشراف خيبر زنا كردند و هر دو محصن بودند و حد ايشان به حكم